درشعر من ز وصف تو هیچ استعاره نیست
درپیچ زلف تو ز جنون راه چاره نیست
.
باید که بشکنم سر خود را براه تو
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
.
سربازتان شدم و به دوشم فقط علم
بردوش ما که گندم و چندتا ستاره نیست
.
کوری چشم هرکه به ما طعنه میزند
درکیسه ام به جز کمر پاره پاره نیست
.
از کودکی به عشق شما لطمه میزدم
مردانگی فقط که به قدو قواره نیست
.
بسم الله ار توهم به سرت شوق کربلاست
در گود عاشقی که مجال نظاره نیست
.
اقا خودت بگو سفر کربلا مگر
پاداش هرکه دخترتان دوست داره نیست؟!
.
هانی خداداد