بترس از ...

حتما تا حالا دیدید وقتی یه نفر یک شلواری رو با آب  می شوره ، برای اینکه آبشو بگیره ، شلوارو به دو جهت مخالف می پیچونه ، تا آبش گرفته بشه ، بعد اونو میگذاره روی طناب تا خشک بشه !

کسی که خودارضایی میکنه ، انگار داره مثل اون شلوار ، خودشو می پیچونه و تمام انرژی و عصاره بدنشو خارج میکنه ( منی ) ، نیرو و انرژی که برای تغذیه و نیرو رساندن به چشم ، گوش ، مغز ، استخوان های بدن و ... باید صرف می شد ، خیلی مفت با خودارضایی هدر میره !

بترس از روزی که چشمانت از شدت انجام خودارضایی کم سو بشه !

بترس از روزی که گوش هایت ...
مدام  وز وز کنه و سوت بکشه !

بترس از روزی که موهایت نازک بشه و شروع به ریزش کنه !

بترس از روزی که زانوهایت تحمل سنگینی بدنت را نداشته باشه ، از بس ضعیف و بی رمق شده !

بترس از روزی که بدنت اینقدر ضعیف بشه که توان انجام دو حرکت دراز نشست رو هم نداشته باشی !

بترس از روزی که حافظه ات اینقدر ضعیف بشه که آدرس خانه ات رو یادت بره ، یه آدم فراموشکار ، یه آدمی که خیلی زود همه چیز از یادش میره !

بترس از روزی که اینقدر منزوی و گوشه گیر بشی که 24 ساعت داخل خونه باشی و بیرون نری !

بترس از روزی که اینقدر اعتماد به نفست پایین بیاد که جرات رفتن در جامعه یا بین جمع رو نداشته باشی و اصلا نتونی دو کلام بین جمع صحبت کنی !

بترس از روزی که مهلتت برای زندگی تموم بشه و تو هنوز گرفتار خودارضایی باشی !

بترس از روزی که جنازه ات را در خاک دفن کنند و تو تقاضای یک ثانیه مهلت برای توبه کنی ، اما مهلت توبه تموم شده باشه !

بترس از روزی که در مقابل خدا قرار بگیری و لحظات انجام خودارضایی ات را بهت نشون میدن و تو هیچ حرفی برای گفتن نداری !

بترس از روزی که خدا بهت میگه : بنده ام من چقدر بهت فرصت دادم ، من چقدر آبرویت را پیش دیگران حفظ کردم  ، چقدر ؟؟!

برادر یا خواهر من ، توبه کن ، توبه ، خدا هنوز بهت امیدواره و فرصت برای درست شدن ، فرصت برای توبه رو بهت داده ، میدونی خدا چرا الآن بهت فرصت توبه مجدد رو داده ؟

چون امکان تغییر رو در تو می بینه ، چون میدونه تو همچین توانایی رو داری ، هیچ کسی مثل خدا از توانایی هایت خبر نداره ، هیچ کار خدا بدون حکمت نیست ، قدر این فرصت ها را بدون ...