آیا خدا ما رو فراموش کرده ؟؟!

در دوران زندگی هر کدوم از ما ، لحظاتی وجود داره که دلمون می گیره ...

بعضی روزها ، لحظاتی پیش میاد که میریم تو خودمون ، انگار دچار بغض میشیم ، بعضی اوقات میخاهیم زار زار گریه کنیم ...

نمیدونم دلیلش چیه ؟ آیا رفتار اطرافیانمون دلیلشه ؟ آیا نرسیدن به حاجات یا آرزوهامون ؟ نمیدونم ...

بعضی اوقات از این خودارضایی لعنتی ، جونمون به لبمون میرسه ، کم میاریم ، احساس عجز و کم آوردن می کنیم و دنبال یه راه نجات می گردیم ...

بعضی اوقات احساس می کنیم خدا ما رو فراموش کرده ، انگار ...


دیگه صدامون رو نمیشنوه !

هر چی سر نمازمون ، تو خلوت و تنهایی که با خدا داریم ، باهاش درد و دل می کنیم ، اون خواسته خودمون رو میگیم ، اما روزها میگذره و از اجابت خواستمون خبری نیست ؟!!

حس می کنیم تو یک بن بست گیر افتادیم ! حس می کنیم تو زندگیمون گره هست ، همیشه یه جای کار می لنگه !؟

آیا خدا ما رو فراموش کرده ؟؟!

یک دلیل صد در صد منطقی وجود داره که خدا مطمئنا ما رو فراموش نکرده ، یک دلیلی که هیچ احدی ، چه مسلمان و چه کافر ، نمی تواند آن دلیل  را رد کند ؟

همه ما ، یک زمانی قبل از به دنیا آمدن ، چند ماه در شکم مادرمان بودیم ، تقریبا 9 ماه ...

حالا سوال اینجاست در تمام این 9 ماه ، چه کسی مراقبمان بود ؟ چه کسی به فکر تنفس ، به فکر تغذیه ما بود ؟ چه کسی مراقب بود به ما صدمه و لطمه ای وارد نشه ؟ 9 ماه در آن شرایط و در درون شکم مادر ؟؟؟

مطمئنا ما که نبودیم ! چون درک وعقل و شعوری که نداشتیم ، بهرحال ما یک نوزاد بودیم !

مطمئنا مادر هم نبود ، چون قدیما تا قبل از به دنیا آمدن فرزند ، والدینش حتی خبر نداشتند که فرزندشان پسر هست یا دختر !

الان با پیشرفت علم پزشکی می فهمند که فرزندشان پسر هست یا دختر ، یعنی اگر علم پزشکی نبود ، آنها حتی پسر یا دختر بودن فرزندشان را هم خبر نداشتند ! حالا چه برسه به مراقبت ، نحوه تغذیه نوزاد در شکم مادر ، یه ذره تصور کنید شرایط یک نوزاد در شکم مادرو ...

همه ما یک زمانی در اون شرایط بودیم ، خب به نظر شما کسی غیر از خدا باقی می مونه ...

بچه ها ، اگر خدا میخاست ما رو فراموش کنه ، همون موقع در شکم مادر ، ما رو فراموش می کرد ، دیگه اصلا ما دنیا رو نمی دیدیم ...

حالا وقتی به دنیا هم اومدیم ، مثل بقیه آدمها دندان نداشتیم ، خدا فکر همه جا را کرده بود و از طریق شیر مادر تغذیه می شدیم ...

به نظر شما خدایی که در شکم مادر ، یک نوزاد که هیچ چیزی رو نمی فهمه ، خدا یه همچین انسانی رو فراموش نمیکنه ، حالا ما که به درک و شعوری رسیدیم ، ماها که خدا رو دوست داریم ، ماها که با خدا راز و نیاز می کنیم، ماها که پیرو آخرین فرستاده اش هستیم ، ماها که اهل نماز و روزه هستیم ، ماها که پیرو علی بن ابیطالب (ع) و ارادتمند فاطمه زهرا(س) هستیم ، آیا ما را فراموش می کنه ؟؟؟

خدا حتی فکر بی دندانی ما رو هم کرده بود ، چقدر خدا بزرگ و مهربونه ...

اگه یه ذره فکر کنید به این نتیجه می رسید که محال هست که خدا ما رو از یاد برده باشه ، امکان نداره ...

اون موقع خدا همه کارهای ما رو انجام میداد ، چون ما قادر به انجام هیچ کاری نبودیم ، اما الان وضعیت فرق میکنه ...

خدا گفته از تو حرکت و از من برکت ...

یعنی اگه ما میخاهیم به هدفی برسیم باید خودمون هم ، حرکتی بکنیم و مطمئنا در ادامه ، خدا دست یاری اش را میرسونه ، به این موضوع شک نکنید ...

بچه ها هیچ آرزویی محال نیست ، هیچ چیز در این دنیا وجود نداره که خدا نتونه اجابتش کنه ، هر خواسته یا حاجتی داری ، فقط کافیه خدا اراده کنه ، قطعا اجابت میشه ، قطعا ...

کی فکرشو می کرد زمانی که حضرت ابراهیم (ع) رو در آتش مینداختند ،آتش گلستان بشه ، کی فکرشو می کرد ؟

کی فکرشو می کرد حضرت یعقوب (ع)  یه روزی دوباره پسرش رو ببینه ؟ کی فکرشو می کرد زمانی که برادران حضرت یوسف (ع) او را در چاه انداختند ، او یک روزی عزیز مصر بشه ؟

هیچ چیز محال نیست ، خدای حضرت ابراهیم (ع) و حضرت یعقوب (ع) و حضرت یوسف (ع)، همان خدای ماست ، همان خدا ...

بچه ها خدا به یاد ماست ، برای رسیدن به دعاهاتون ، برای رسیدن به حاجاتتون توکل به خدا کنید و کمی صبر ، صبر و صبر ...

امام علی (ع) فرمود : هر کس بر خدا توکل کند ، سختی ها برای او نرم و آسان و اسباب و وسیله ها برایش فراهم می شود و در راحتی و وسعت و کرامت جای می گیرد .

خدا در قرآن ، در آیه 186 سوره بقره می فرماید :

و هنگامی که بندگان من از ( دوری و نزدیکی ) من از تو پرسیدند ، ( بدانند که ) من به آنها نزدیکم ، هرگاه کسی من را بخواند ، دعای او را اجابت می کنم ، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند، باشد که (به سعادت) راه یابند .

و آیه 7 سوره محمد : ان تنصروا الله ینصرکم

شما اگر خدا را یاری کنید ، خدا هم شما را یاری می کند .